shadishadi، تا این لحظه: 24 سال و 1 روز سن داره

خاطرات ستایش

ستایش تنبلیش میشه

1392/10/3 22:12
نویسنده : ستایش
1,177 بازدید
اشتراک گذاری

این روزا همش بخاطر امتاحانام این قدر سرم گرم خوندن که دیگه حوصله ی اپ کردن ندارم .

هفته ی قبل خواهرم ستاره به بوشهر اومده بود حدود 5 روز موندنو بعدش هم رفتن تو این چند روز امیر حسین خیلی اعصابم خورد میکرد همش ارمیا گلی رو بغل می کرد و بعد بهش می گفتیم بزارش پایین بیچاررو محکم می نداختش زمین و بد بختو له و لورده کرده بود الان نمی تونم زیاد اپ کنم چون فردا ازمون علمی دارم و زیاد وقت برای خوندنش ندارم  باید تمام تلاشمو بکنم تا بتونم تو ازمون علمی اول بشم خواهش می کنم برام دعا کنید.

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)